الملا فتح الله الكاشاني

18

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

اميد ندارند نكاح خود را يعنى نااميدند از آنكه كسى آنها را به عقد نكاح درآورد جهت كمال پيرى فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ پس نيست بر ايشان جُناحٌ گناهى و وبالى أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ آنكه بنهند جامه‌هاى خود را چون چادر و سرانداز كه بر بالاى مقنعه ميپوشند غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ در حالتى كه به تكليف ظاهر كنندگان نباشند مواضع زينت خود را يعنى غرض از نهادن چادر در اظهار زينت نباشد يا اظهار مواضع آن از سر و گردن و گوش و موى و امثال آن بلكه مقصود ايشان از آن تخفيف باشد وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ و آنكه طلب عفت كنند و وضع چادر نكنند بلكه خود را به آن بپوشند خَيْرٌ لَهُنَّ بهتر است مر ايشان را به جهت آنكه اين از تهمت دور تر است وَ اللَّهُ سَمِيعٌ و خداى شنوا است مقالات ايشان را با مردمان عَلِيمٌ دانا به مقصود ايشان از ابن عباس مرويست كه در ايام تن درستى صحابه با اعمى و اعرج و مريض طعام نخوردندى و گفتندى ما جيد طعام را ميبينيم و مى خوريم و اعمى آن را نبينند تا بخورند و لنگان را قدرت بر نشستن نيست تا بفراغت طعام خورند و مريض قدرت تام بر اكل ندارد از سعيد بن مسيب و زهرى منقولست كه بعضى از صحابه چون به سفر رفتندى كليدهاى خانه و انبار بدست صاحب عاهات در منى دادندى تا بوقت حاجت از طعام ايشان تناول كنند و اينها بتوهم عدم رضاى ايشان از آن پرهيز كردندى و مجاهد گفته كه اگر كسى از اين جماعت بمايدهء كه در خانه پدر يا مادر يا اقارب قريبه وى ترتيب كرده بودندى دعوت كردى اجابت نكردندى حق تعالى اين آيه فرستاد كه لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ نيست بر نابينا بزه و گناهى وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ و نه بر لنگ و بالى وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ و نه بر بيمار اثمى وَ لا عَلى أَنْفُسِكُمْ و نه بر نفسهاى شما وزرى أَنْ تَأْكُلُوا از آنكه بخوريد شما و اهل ابتلا مِنْ بُيُوتِكُمْ از طعامهاى خانهء خود كه اهل و عيال شما در آنند و خانه‌هاى فرزندان نيز در آن داخل است به حكم خبر صحيح انت و مالك لابيك و آن اطيب ما يأكل المرء من كسبه و ان ولده من كسبه بعنى تو و آنچه دارى مر پدر تو راست بدرستى كه پاكيزه‌ترين آنچه مرد خورد از كسب اوست و پس از كسب اوست و لهذا ميان والد و ولد ربا مرتفع است پس به جهت اين در اين آيه ذكر بيوت اولاد نشده أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ يا خانه‌هاى پدران خود أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ يا خانه‌هاى مادران خود أَوْ بُيُوتِ إِخْوانِكُمْ يا خانه‌هاى برادران خود أَوْ بُيُوتِ أَخَواتِكُمْ يا خانهاى خواهران خود أَوْ بُيُوتِ أَعْمامِكُمْ يا خانهاى برادران آباء خود أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ يا خانهاى خواهران پدران خود أَوْ بُيُوتِ أَخْوالِكُمْ يا